تحلیل انتخابات دور دهم رژیم آخوندی و مواضع نهضت

 

دوستان به باورم این یک رفتار اخلاقی هست که ما با مردم نسبت به موضع خود شفاف برخورد داشته باشیم

طبعا هر موضع گیری نسبت به هر حادثه سیاسی یک پیش زمینه و بستری دارد که حادثه پیش روی ما یعنی انتخابات دور دهم ریاست جمهوری رژیم آخوندی از مهمترین حوادث سیاسی میهنمان هست و مسلم گروهها و احزاب سیاسی برای موضع گیری خود نشست و محفل درون گروهی داشته و دارند و به بحث و ارزیابی مسئله می پردازند و نادر احوال است که جریانی بخواهد بحثهای محفلی خود را شفاف در جامعه عرضه کند بویژه در جامعه حجاب آلود ما این حجاب بهانه ای هست برای پوشش عیوب !؟ دوستانم پیشنهاد کرده اند ما بخشی از سیاستهای مورد بحث داخلی خود در ارتباط با انتخابات را علنی سازیم که من نیز با این طرح موافقت کردم باشد که این روند مبارک افتد و عیوب ما از حجاب بیرون تا که عیب خود اصلاح کنیم .

طبعا آنچه در زیر خواهد آمده هم  در برگیرنده همه مباحث ما در خصوص انتخابات رژیم نبوده است ولی می توان گفت عمده آن را پوشش می دهد و در برگیرنده سیاست کلی و روشن ما در برابر گزینه های احتمالی ممکن هست و ما با پیش فرض ها برنامه های خود را برای فردای 22 خرداد امسال داریم و در همه حال آنچه برای ما مهم هست حقوق ملی ایرانیان است و بس و تحقق حاکمیت مردم بر مردم و شکوه ایران

با سپاس از همه عزیزان

رسول

سوم خرداد ماه سال 1388

 

 

 

برادر عزیز و ارجمندم رسول گرامی با درود و عرض خسته نباشید به شما

 

متعاقب تماس شخصی که با شما بود و برخی از اشکالات بچه ها را به عرض رسانده و گله دوستان را مطرح و پرسشهایی که برخی دارای ذهنیت شده اند را بیان داشته و در مقام مسئول نهضت از شما چاره جویی کرده و درخواست پاسخ به عزیزان داشتم  با مهربانی که جز این هم انتظار آن نمی رفت از من خواستید که موارد را کتبا ارسال دارم تا پاسخ مکتوب خودتان را داشته باشید .

بنده ضمن استقبال از پیشنهاد شما موارد مذکور را به اطلاع رسانده و منتظر پاسخ و راهنمایی لازم برای دوستان مرتبط هستم.

 

 پاینده و جاوید ایرانی آزاد و آباد

حسین منصوری

1388/2/20

 

 

مسئله حمایت از میرحسین و اینکه شما گفته باشید کاری کنید میرحسین در دور اول انتخاب شود و اگر انتخابات به دور دوم کشید بهتر است حتی احمدی نژاد به دور دوم نیز راه نیابد و رقابت بین دو اصلاح طلب به سود تحولات است و از طرفی خودمان را آماده انتخاب احمدی نژاد در دور اول و یا دور دوم بکنیم لطفا در این مورد برای روشن شدن ذهنیت بچه ها توضیح دهید.

 

مسئله رنگ سبز و شال سبز اینکه چنین طرحی از سوی نهضت به ستادهای انتخاباتی میرحسین پیشنهاد شده است برای رفع شائبه از دوستان لطفا توضیح دهید.

 

مسئله توزیع مسقیم یارانه و یا پول که از قرار مورد حمایت شما بوده است

 

حضور اعلمی نماینده سابق مردم تبریز در مجلس که نامزد انتخابات هست و همچنین رفعت بیات آیا بخاطر جنسیت زن و آذری بودن مورد حمایت شما هست

 

مسئله اصلاح بیانیه تحریم انتخابات نهضت و حذف اسامی امینی و دکتر مصدق از بیانیه نهضت

 

عدم موضع گیری شما بعنوان سخنگوی نهضت در برابر مصادره به مطلوب شعارهای نهضت و یا حتی عناوین نهضت از سوی اصلاح طلبان برای مثال نجات ایران و یا نجات ملی

 

مسئله بازگشت به کشور در صورت روی کار آمدن اصلاح طلبان

 

 

 

 

حسین جان خسته نباشی

ممنون از اینکه نقطه نظرات دوستان را کتبا برام نوشته ای

قبل از پرداختن به نکاتی که اشاره کردی حتما سلامم را به تک تک عزیزانم برسان در این غربت و فراغ دست تک تک یارانم را به گرمی و محبت می فشارم و بر جبینشان بوسه وفا به عهد و پیمان می زنم

هر جا که باشم در یادتان بوده و به یاریتان دلگرمم و امیدم به آزادی ایران و فردای روشن در وجود شما عزیزان و همه هموطنانم هست و بس

 

اما حسین جان

مسئله حمایت از کاندیداهای رژیم همانطور که خودت هم به خوبی می دانی به هیچ وجه مد نظر نه من و نه دیگر بچه ها نبوده است بلکه بحث سیاست ورزی در شرایطی هست که در برابر این گزینه ها کدام برای فرآیند مبارزه و رسیدن ملت به حقوق حقه شان ممکن خواهد بود به هر روی ما که قصد خود فریبی نداریم

تاثیر تحریم در فعل حاضر برد محدودی دارد و به باورم حتی محدود تر نسبت به انتخابات نهم رژیم خواهد بود

اگر رژیم با هر حیل و دغل و ترفندی موفق بوده نزدیک به 60% از مردم را در آن دوره به پای صندوقهای رای بکشد البته آن مقدار برای رژیم بسیار فاجعه آمیز بود و اقدام ما بر علیه رفسنجانی بردی بود بسود جبهه ملت و ظهور احمدی نژاد شکستی بود سنگین برای رژیم آخوندی که در عرصه داخلی و خارجی این شکست بسیار روشن هست و درصد مشارکت مردم هم به جهت تحریم گسترده و تلاش شما عزیزان و دیگر گروهها و سرخوردگی عمومی از مدعیان اصلاحات و کارشکنیهای باند خامنه ای پایین آمده بود که حداقل 10% واضح است و قابل اتکا

در این دوره حسین جان با توجه به ترفند رژیم در میدان دادن به جریان مدعی اصلاحات و حضور فعال آنان برای انتخابات و بهره گرفتن از پشتوانه تنوع قومی و دست گذاشتن بر احساسات محلی و وابستگیها و علائق بومی و شاخص آن کاندیدهای مدعیان اصلاحات از آذریها و لرهاست میرحسن و کروبی

پس به این ترتیب به باور من ما در شرایط حاضر تحریم موفق دور نهم را نخواهیم داشت بخصوص که عده ای از رفتار احمدی نژاد ترسیده اند و او را عامل بی ثباتی کشور می دانند و این در شرایطی هست که ما وجود او را تواما عامل بی آینده بود رژیم هم می دانیم چرا که وجود او قدرت و باند خامنه ای در حاکمیت رژیم را سریعتر به دره سقوط سوق می دهد و این برای مقاومت ملی و جبهه ملت در مبارزه با استبداد و اختناق فرصت مغتنمی هست که فشار خارجی را بر گرده رژیم داشته باشد

پس با این حساب درست یا نادرست فکر می کنم مشارکت در انتخابات رژیم بیش از دور قبل خواهد بود

در روند سیاست و عمل به واقعیت در برابر آنچه در حال رخ دادن هست خب چکار باید کرد؟

بحث من با بچه ها این بوده و هست

نخست اینکه ما باور به مشارکت جمهور داریم و تحریم را نیز جزوی از همین مشارکت می دانیم که جمهور از قدرت خود برای تحقق خواست خود استفاده می کند

اگر در شرایطی قرار گرفته ایم که نمی توانیم جلوی سیل را بند بزنیم و مهار کنیم حکم عقل و خرد چیست؟

آیا اگر توان این را داشتیم که به سیل راه افتاده مسیر دهیم و در کانالی آنرا هدایت کنیم آیا این پسندیده نیست؟

بلاخره واقعیت این هست که ما صدایمان آنقدر بلند و رسا نیست که عموم آن را بشنوند و منطق ما را تجزیه و تحلیل کنند و راه صواب را در استفاده از حربه تحریم بجویند

از طرفی حکم اصول و اخلاق این هست که ما باور و درک درستمان را اعلام کنیم که خب این را هم طی بیانیه رسمی اعلام داشتیم و موضع نهضت روشن هست فراخوان مردم به تحریم انتخاباتی که فرمایشی هست و از استانداردهای اولیه کشورهای دمکراتیک به دور می باشد و منصفانه نیست و مردم نمی توانند خادمان اصلی خود در منافع شان را اختیار کنند. ولی از سوی دیگر یک روندی در جامعه جاری هست که می توان از این فضا برای آزادی و فشار آوردن به رژیم سود جست

می توان سیاستهای رژیم را زیر ضرب و نقد قرار داد بچه ها می توانند با جمع جوانان که خب همه بچه های ما هم خوشبختانه نسل امروز هستند و جوان و دانشجو در این فرصت سیاستهای غلط و ضد میهنی رژیم در عرصه خارجی را می شود زیر سوال برد و بازتاب این پرسشها برای رژیم سنگین هست رژیم بلاخره مجبور هست به این مطالبات پاسخگو باشد نمی تواند که در برابر همه فشارها گارد بگیرد

باید ناکارآمدی دولت را مستند کرد و به رخشان کشید باید غارت اموال ملت را بازخواست کرد باید سیاستهای غلط اقتصادی را نقد نمود و فقر مردم را عریان به عرصه انتخابات آورد

رقابتهای انتخاباتی فرصتی هست برای دادخواهی ستم دیدگان نباید گذاشت که خون مظلومان پایمال گردد نباید از حقوق زندانیان عدول کرد با فریاد رسا از کاندیداها مواضعشان را در ارتباط با قتل عام تابستان خونین سال 67 بازخواست کنید وادارشان سازید تا در برابر آن جنایت سکوتشان را بشکنند اینها کارهایی هست که در کنار فراخواندن مردم به تحریم انتخابات باید انجام داد.

 

حسین جان

خب حالا اگر بناست رژیم دور دهم رییس جمهور داشته باشد بحث این هست که کی باشد بهتر است!؟

من بحثم به روشنی این بوده در شرایط امروز بعد از تایید صلاحیتها در چالش باندهای قدرت درون رژیم بهتر است یک فرضیه را چنین در نظر بگیریم که انتخابات تک مرحله ای شود و در دور اول میرحسین با رای بالا انتخاب شود با توجه به پیشیه ایشان و تضاد با باند خامنه ای از این اصطحکاک حقوق مردم بهتر تحصیل می شود در این گزینه تک مرحله ای اگر با حمایت باند خامنه ای باز احمدی نژاد انتخاب شد خب روند سابق ادامه می یابد و حتما در دور دمکراتهای حاکم بر آمریکا یه چند قطعنامه صادر می شود و چند تحریم که باید مبارزه را برای آن مقطع به روز کرد و برنامه ریخت و البته اگر میرحسین هم در بیاد در دور اول که احتمال آن خیلی زیاد هم هست ما باید شیوه و روش مبارزاتی خودمان را روز آمد کنیم و احتمالا باند خامنه ای با کار شکنیهای خود دولت او را با مشکل خارجی مواجه خواهد ساخت و احتمال فشار خارجی در دور ایشان هم متصور هست و اگر فرضا کروبی هم از صندوق بیرون در آمد که احتمال ضعیفی دارد باز به همان ترتیب است ما باید آماده باشیم

 

فرض دیگر بحث دو مرحله ای بودن بود که نظر من این بوده که بهترین حالت برای تضعیف باند خامنه ای که در حاکمیت یک دست یکه تازی می کند و قدرت گرفته و قلدر شده بهترین حالت بالا آمدن دو تن از مدعیان اصلاح طلبی هست یعنی کروبی و میرحسین و حذف احمدی نژاد و راه نیافتن او به دور دوم که بواقع می شود گفت کمر جریان وحشی اقتدار گرا می شکند و فضا و میدان برای تحقق خواستهای مردم بهتر فراهم می شود یک شرایطی مثل دوره نخست وزیری امینی که شاه زیاد برای حکومت کردن میدان نمی یافت و یا دوره مرحوم مصدق

حالا هم بیت خامنه ای شده است کاخ سلطنت و البته شاه اگر هم خلاف قانون مشروطه عمل می کرد فاجعه اینجاست که قانون رژیم چنین عنان گسیختگی و گستاخی ولی فقیه در حق مردم را نیز قانونی کرده است

ولی به هر روی دولت و ریاست جمهوری در رژیم نیز محذوریتهای خود را دارد بخصوص که در برابر افکار عمومی و رای دهنده ها مسئول هست و پاسخگو و مجبور هست ژست رسانه ای حداقل داشته باشد از این روی بهترین گزینه و کم هزینه ترین راه تحصیل حقوق بهتر مردم، شکست باند خامنه ای هست تا در فرایند مبارزه مردم بهتر و گسترده وارد میدان کارزار شوند برای تحقق حاکمیت ملی و مردمی

این بحث من بوده با تعدادی از بچه ها که نظرات و دیگاههای خودم و تحلیلم از اوضاع را بیان داشتم بحث حمایت نبوده بلکه در برابر شرایط ممکن چکار باید بکنیم را ارزیابی کردم امیدوارم این شرح کفایت بکند.

 

حسین جان در مورد رنگ سبز و استفاده از شال سبز اینکه این طرح نهضت بوده

من در جریان این مسئله قرار ندارم و بر این باور هم نیستم که چنین کاری از سوی بچه ها صورت پذیرفته باشد که در علم به این مسئله شما عزیزان بهتر از من در جریان قرار دارید به هر روی بچه های درون مرز با شما هستند و بودن چنین طرحی در نهضت هیچگاه دلیل بر این نمی شود که دیگران نمی توانند چنین طرح و ایده ای را داشته باشند بخصوص اینکه چنین طرحهایی مسبوق به سابقه هست و سادات در کشورمان بویژه در مناطق آذری شال سبز دور گردن و یا به کمر بستن همیشه داشته اند و چند سال پیش هم اگر نجاتی ( حاج علی ) چنین طرحی را آنطور که خاطرم مانده ارایه کرده بود باز به پس زمینه ذهنی ایشان بر می گشت که از عزیزان آذری ما هست و طبعا در مناطق مثل اردبیل این شیوه مرسوم بوده است و نجاتی عزیز هم سالهاست که از ایران به دور هست و با خانواده محترم در یونان بسر می برند در انتخاباتها و رقابتها و بحث تاثیر روانی استفاده از رنگها مسئله متداولی در دنیا هست این مسئله به نهضت مربوط نیست !؟  

 

 

موضوع توزیع نقدی یارانه ها

عزیزان بحث حمایت نبوده در دور نهم که کروبی مسئله پرداخت 50 هزار تومان را مطرح کرده بود بعضا بچه ها زنگ زدند و پرسیدن اصلا چنین چیزی ممکن هست یا غیر واقع بینانه هست که من پاسخ دادم بحث کارشناسی هست نه اینطور نیست که تو هوا گفته شده باشد ولی درد جامعه ما این نیست و امکان پرداخت نقدی یارانه ها وجود دارد و بار مالی چندانی هم رو دوش بودجه دولت نمی گذارد این کار را صدام در کشورش انجام می داد و به همه 40 دینار سرانه پرداخت می کرد در مقطعی که هر دینار سه دلار بود یعنی به هر نفر عراقی 120 دلار می پرداخت و به خانوادههای کشته های جنگ و نظامیان 50 دینار معادل 150 دلار پرداخت می کرد و این پرداخت برای همه مردم عراق بود و محدویت سنی هم نداشت در بعضی از کشورهای اروپایی و یا کانادا هم کمکهای دولتی برای افراد کم درآمد صورت می پذیرد. لذا من فقط امکان تحقق چنین شعاری را مطرح کردم نه حمایت از این اقدام

من باور دارم که باید از طریق بهزیستی به خانوادههای کم درآمد دولت کمک مالی کند تا آنها نیز آبرومندانه زندگی خودشان را داشته باشند و نیازی نیست که همه مردم را زیر پوشش چنین خدمات توزیع پول ملی قرار داد همه مردم ما که بی بضاعت نیستند و از طرفی باید نهادهای فاسد که برای قدرت باندی فعال هستند را جمع کرد مثل امداد خمینی رژیم باید چنین نهادی یا یک نهاد غیر انتفاعی مستقل باشد بدون وابستگی حزبی باشد و یا تحت پوشش دولت قرار گیرد. من باورم به اداره کشور بدون نفت هست عایدات نفتی را می شود در صندوق ذخیره ارزی برای پروژههای بزرگ اقتصادی و عمرانی و تولیدی که بازگشت سرمایه داشته باشد و در جهت توسعه و آبادانی مهین بکار برد با توزیع پول نفت نمی شود نه معضل بیکاری و نه فقر را درمان کرد باید به فکر توسعه اقتصادی بود که آنهم مستلزم توسعه سیاسی و گسترش آزادی و رعایت حقوق بشر و نهادینه شدن دمکراسی در میهن ماست که نه با این کاندیداها و نه با وجود رژیم آخوندی ممکن هست لذا باید رژیم آخوندی برود.

 

در مورد کاندیداتوری اعلمی نماینده سابق مجلس از تبریز و رفعت نماینده سابق زنجان در مجلس هم توضیح دادم که اینها از فیلتر جنتی عبور نمی کنند. اعلمی آدم رک گو و شجاعی هست که خب زیبنده آذریها و آذربایجان هست چنین خصلتی ولی باید واقع بین بود ایشان را شورای نگهبان برای مجلس رژیم رد صلاحیت کرده است چگونه ممکن هست که برای ریاست جمهوری تایید کنند!؟ بحث تایید مواضع ایشان و انتقادهایی که به حاکمیت در رژیم داشت به معنای حمایت از ایشان نبوده و نیست به هر روی ایشان با تمام انتقاد به رژیم احتمالا هنوز به نقطه ای نرسیده که این رژیم و آخوندها باید بروند.

در مورد رفعت بیات هم گفتم هرچند ایشان به هر روی در جبهه اصولگرایان و باند خامنه ای جمع بندی می شود ولی زن آگاه و جسوری هم هست همین که خود را کاندید برای مقام ریاست جمهوری می کند بواقع برای نصف جمعیت ایران مطالبه حق و حقوق دارد ولی این موضع من به معنای این نبوده که از ایشان حمایت کرده باشم و تاکید هم کردم که من در رژیم این ظرفیت را نمی بینم که بخواهد به ایشان صلاحیت حضور در عرصه را بدهد تا به رقابت بپردازد که یکی از بچه ها این احتمال را برای در هم شکستن آرای مدعیان اصلاحات مطرح کرد که من نظرم خلاف این موضوع بود و بر این باور نیستم که شورای نگهبان به ایشان صلاحیت بدهد و از طرفی هنوز زنان میهن ما آنقدر فرصت و حضور در عرصه های مدیریت نداشته اند که بتوانند حتی در فرض حضور برای ریاست جمهوری توان اداره قوه مجریه را داشته باشند به بچه ها هم توضیح دادم که این مسئله مستلزم حضور زنان در عرصه اجرایی و مدیریت کلان هست که رژیم هم تا حال چنین امکانی را برای زنان میهنمان فراهم نساخته است و شاید بهتر باشد زنان حالا که امکان حضور در مجلس برایشان فراهم هست آنجا مشارکت کنند و حضور داشته باشند و از این روی هم بود که در دور هفتم مجلس رژیم تاکید داشتم رفعت می تواند مجلس برود که خب رفت و در آن مقطع هم ..... با توجه به تاثیر پذیری از بدکاران اطلاعات رژیم آخوندی موضع عناد و لجاجت با ما گرفته بود و بر خلاف تحلیلها و سیاستهای ما عمل می کرد و با آنکه در دور ششم مجلس رژیم با ایشان همکاری کرده بود در دوره ای که من باورم بود رفعت رای ندارد و در دوره هفتم اینکار را نکرد و از روی عناد همانطور که خودتان هم می دانید بر خلاف نظر ما و سیاست رسمی نهضت در تقابل با هاشمی رفسنجانی برای دور قبل ریاست جمهوری از ایشان حمایت کرد . به هر روی بحث حمایت نبوده بلکه پیشبرد اهداف مبارزه و هموار کردن مسیر تحقق حق و حقوق ملت در برقراری حاکمیت ملی و مردمی هست و هیچ ارتباطی هم با رفعت بیات نبوده مگر حضور ایشان به همراه همسرشان در منزل بنده که برای قدر دانی و سپاس آمده بودند که فکر کنم سال 1378 بود .

 

در ارتباط با اصلاح بیانیه تحریم نهضت برای انتخابات دور دهم رژیم و حذف بندی که به امینی و مرحوم مصدق اشاره شده بود .

این بند توسط دوست عزیز و بزرگوارمان محمود پیشنهاد شد که حذف شود و استدال بجای ایشان هم این بود که ضرورتی نیست بحث های کهنه تاریخی را هی تکرار کنیم و چه بسا عدم اسم آوردن از اشخاص نیز بهتر باشد که خب آن بخش را حذف کردیم و تاکید و باور من هم این بود و هست با بوجود حاکمیت بسته و استبدادی راه اصلاح ممکن نیست اندیشه استبدادی و تمرکز قدرت فساد آفرین هست و امکان اصلاح را نخواهد داد چرا که اصلاحات قدرت مطلقه را محدود می سازد و از این روی هم بود که شاه نمی توانست امینی را تحمل کند و یا همین طور مصدق را چرا که این اشخاص مستقل بودند و خواستار حقوق و اختیارات قانونی خود و این در تضاد با منافع شاه و دربار بود و این در حالی هست که آن دوره مشروطه بود و شاه طبق قانون نباید در پی حکومت می شد بلکه بایست سلطنت می کرد ولی در رژیم ولایت فقیه قانون اساسی بر مدار استبداد ولی فقیه بسته شده و تازه در بازنگری قانون اساسی سال 68 ولایت فقیه را مطلقه هم کردند!!؟ پس با این اوصاف امکان جولان مدعیان اصلاحات در این رژیم ممکن نیست و یا بسیار دشوار هست و خامنه ای و بیت و دربار او و باند فاسد و جنایتکارش به همراه سپاهیان که قدرت یافته اند و نمی خواهند منابع اقتصادی خود را از دست بدهند اجازه اصلاحات را که به معنای محدود شدن اختیارات آنها و حوزه عملشان و محدود شدن منافعشان هست را نخواهند داد. همانگونه که شاه دنبال یه تکنوکرات بله قربان گو مثل مرحوم هویدا بود و یا یه چاپلوس مثل اعلم حالا خامنه ای هم برایش ..... دست لیس و دست بوس مثل احمدی نژاد ایده آل هست که امکان قدرت و حاکمیت و سلطه اش را بیشتر می سازد تا مثلا میرحسین که پیشکسوت هست و یا کروبی که به هر روی پیشنه مبارزاتی دوران شاه وی نیز بیش از خامنه ای هست و نزدیکی و قرابتش با خمینی نیز بیش از خامنه ای بوده

به هر روی بحث این بود همانطور که با بودن افرادی مثل امینی و مصدق هم ملت ایران نتوانستن به حقوق خود در دوران سلطنت برسند در دوران آخوند و رژیم ولایت فقیه هم رسیدن مردم به حق و حقوقشان با امثال این نامزدها ممکن نیست مگر اینکه از این رژیم گذر کنیم تا به آزادی و دمکراسی برسیم

 

در باره عدم موضع گیری برای کاربرد مواضع نهضت و یا شعارها و عناوین آن

باید عرض کنم که این شعارها و عناوین که در انحصار ما نیست و این نگاه و طرز اندیشه اشتباه هست با واژهها و عبارتها که خواسته ها محقق نمی شوند برای تحقق شعارها باید عمل داشت. طبعا رژیم و یا وایستگان آن و بویژه مدعیان اصلاح طلبی در بکار بردن عناوینی چون نجات ایران و یا دولت نجات ملی و این حرفها بحث شان نه نجات ایران هست و نه اقداماتی برای ملت ایران بلکه آنها مقصودشان رژیم آخوندی هست حال ایران را مترادف با رژیم آخوندی فرض کرده اند و خود نیز می دانند که نمی توانند عنوان کنند که برای نجات رژیم آخوندی و یا فرضا نظام ولایت فقیه باید تلاش کنند و شعار دهند و این عاریت گرفتن عناوین نهضت از سوی آنها خود نشان از عمق انزجار ملی از رژیم آخوندی دارد که این جریانها به شعارها و عناوین نهضت نجات ملی ایران متوسل می گردند.

 

اما در ارتباط با برگشتن به میهن عزیزمان ایران

 

برای چونان روزی و لحظه ای بی تابم ولی فکر نمی کنم فعلا زمینه بازگشت فراهم باشد که حداقل آن امکان بیان نقطه نظراتمان بصورت آزادانه هست و رعایت حقوق بشر و حق مشارکت سیاسی و فعالیت حزبی

اگر هم از سوی رژیم و نهادههای آخوندی نرمشی بوده نه برای آن هست که حق ما را محترم شمرده اند بلکه بیشتر نظرشان به فتنه هست و به مسلخ بردن آنهم در شرایطی که ما هنوز آنگونه که باید و شاید استخوان بندی تشکیلاتیمان قوام نیافته که بتوانیم در کنار منافع ملی از حقوق حزبی و تشکیلاتی خود نیز پاسداری کنیم بویژه در برخورد با وحشی ترین جریان سیاسی که متاسفانه سالهاست بر میهنمان حاکمیت یافته است . نبود رسانه های آزاد و دادگاههای مستقل از قدرت سیاسی حاکم و عدم وجود حداقل انصاف و عدم رعایت حتی قوانین خود رژیم همه مانع از آن هست که بتوان ریسک کرد . لذا بنا به همان سیاست پیشین بودن حداقل یکی از بنیانگذاران نهضت در برون مرز و تنی چند از اعضای مرکزی در خارج از کشور یک ضرورت هست تا صدای نهضت به گوش دیگران برسد و مواضع ما تبیین گردد . لذا چندی قبل پیامی هم که از سوی بخش قدرت مدار رژیم مبنی بر دعوت به بازگشت به کشور شده بود حتی جایی برای مداحقه نداشت و پیشنهاد یکی از عزیزان در مرکزیت نهضت نیز که چند وقت پیش تماس تلفنی داشت با توجه به مشکلات پیش آمده اشاره کرد اگر صلاح می بینم به کشور بازگردم که پاسخ نبودن مصلحت در این کار بود که پیشنهاد شد با توجه به شرایط حاضر و مشکلات موجود به مطالعه و ادامه تحصیل مشغول شوم که برنامه برای این کار هم داشتم و اقدام هم شد .

امیدوارم تلاش بچه ها و دوستان به گونه ای باشد که فضای میهن آکنده و عطرآگین از نسیم آزادی شود تا من و همه فعالان و دگر اندیشان و مخالفان رژیم آخوندی بتوانیم در میهن خود حضور داشته باشیم و این منوط به حضور مدعیان اصلاح طلبی بر مسند قدرت نیست چه بسا که بسیاری از فعالان همین جریان در دوران قدرت این مدعیان مجبور به ترک وطن شدند پس بحث امکان امنیت برای فعالیت مسالمت آمیز هست نه بودن قدرت دست این گروه و یا آن گروه

 

حسین جان ممنون از لطفت امیدوارم با توجه به درک موقعیت و شرایطم پاسخها برای دوستان و عزیزان مکفی بوده و سودمند باشد .

شاد و پیروز باشید

رسول

بیست و چهارم اردیبهشت ماه سال 1388

 

 

رسول عزیز و گرامی

خسته نباشید

اگر اجازه دهید پاسختان به اشکالات طرح شده را برای تنویر افکار عمومی و یا حداقل در جهت آگاهی بخشی از جامعه منتشر کنیم تا با شفاف سازی قسمتی از تحلیلهای درون گروهی و تشکیلاتی نهضت در اختیار صاحب نظران و نخبگان جامعه نیز قرار گیرد.

شاد و پیروز باشید

پاینده و جاوید ایرانی آزاد و آباد

حسین منصوری

 

 

  حسین جان با سلام و عرض خسته نباشید

در خصوص نشر مواضعمان من حرفی ندارم و مشکلی نمی بینم آنگونه که صلاح هست اقدام شود. فقط بخشی از نوشته من واژه نسبت داده شده به احمدی نژاد بهتر است حذف شود. درست نیست ادبیات بکار رفته در محفل کوچک و بواقع اندرونی و گروهی را به سطح جامعه برد.

 

شاد و پیروز باشید

رسول

 بیست و هفتم اردیبهشت ماه سال 1388

 

 

rasulabbasi@yahoo.com