با نظر مساعد این دوستمان صلاح بر این دیدیم که این مکاتبه را روی نت قرار دهم و چند روزی هم تعلل از آن روی بود تا مجلس رژیم آخوندی مسئله استیضاح و فضاحت را پیش ببرد و علنی شدن این مکتوب فرصتی دست متوهمان و بولتن محرمانه بنویسهای رژیم آخوندی ندهد برای فرو خواباندن جنگ قدرت گرگها

لذا همزمان با طرح استیضاح و جنگ قدرت در مجلس این مطلب را در وب سایت خود قرار می دهم

با امید لبخند بر لبان هموطنان عزیزم

 

 

به نام خدا

 

جناب آقای عباسی با درود به شما و همه مبارزان آزادیخواه میهن

قبل از هر چیز و پرداختن به پرسشی که از حضورتان داشتم اجازه بفرمایید به شما احسنت و درود بفرستم و به یاران و هواخواهانتان نیز هزاران آفرین بگویم به کاری که شما و یا نهضت نجات ملی ایران بخوبی انجام داد و کاری کردید کارستان که دنیا به رسوایی مقامهای جمهوری اسلامی حیران شد.

شاید شما به هر دلیلی نخواهید بپذیرید رسواگری دانشگاه زنجان و مدرک تحصیلی کردان کار شما و یارانتان در گروهتان بوده است چرا که در ارتباط با موضوع دانشگاه زنجان و مددی اعلام موضع گروه را در سایت گروهتان دیدم که در حقیقت شما خواسته بودید با رد کردن توجه ها و حرف و حدیثها بگویید به قسم حضرت عباس ما توجه نکنید دم خروس رو ببینید دلیلی نداشت برای اعلام موضع مگر اینکه در جنگ اطلاعاتی و تخریب روانی به طرف مقابل گرا بدهید که این به اون در این هم پاتک ما به تک شما

جالب اینکه پاتک شما و یاران درون مرزتان به چند روز نکشید چنان برق آسا خواباندید تو گوش جمهوری اسلامی که هنوز سرش گیج می رود و به خود نیامده ، اطلاعات جمهوری اسلامی ماند با این پاتک کوبنده در برابر آن حمله ناقص خود چکار بکند حتا فرصت نکردند آش پخته خود نذر رسانه های جناح راست بکنند می دانم که رسانه های اصلاح طلب با شما خوبند و حرفهای کذایی همسر سابقتان را پوشش نمی دادند ولی مقابله به مثل برق آسا حتا این فرصت را از کیهان گرفت و شاید هم این طرح پوسیده و بنجل اطلاعات آنقدر فضاحت بار بود که کیهان هم به آن میل نکرد ولی از حق نباید گذشت که دانشجویان دانشگاه زنجان با آن ابتکار و اعتراض فرصتی به دستگاه تبلیغ جمهوری اسلامی ندادند و هنوز دولت احمدی نژاد خود را از فضاحت مددی نرهانده بود که کوس رسوایی کردان در مجلس را به پا کردید با دست سید اسمال مار گرفتید با رو کردن سابقه زندان کردان در زمان شاه و دادن گرا به کسانی در مجلس حمله خودتان را کامل کردید و جالب اینکه اینکار را توسط کسانی کردید که خیلی مدعی هستند مثل حسینیان که خود از معاونان سعید امامی در وزارت اطلاعات بوده در واقع خواستید باز نشان بدهید در این وزارتخانه هستند کسانی که گاو بعلاوی الاغ هستند به تعبیر شما

زیبایی و ظرافت کار اطلاعاتی و طرح عملیات روانی و تخریب شما آنجایی بود که متهم دانشگاه زنجان را که در راه زندان بود شایع کردید به معاونت اجتماعی وزارت کشور منصوب شده است این کار بسیار هنرمندانه بود استاد - شاهکار کردید در این نبرد بی آنکه به روی خودتان بیاورید فقط گرا دادید طرف دعوایتان که همان وزارت اطلاعات باشد متوجه باش که وزارت علوم و کشور را چطور به هم می ریزیم و فضاحت را بهم وصلت می دهیم و پیام روشن این که با این وصلت و پیوند هر دو پاتک از سوی ماست

ماهرانه از عناصر خود جمهوری اسلامی و دستگاههای حکومتی و مسئولان حکومتی استفاده کردید و خیلیها را به بازی گرفتید و بازی دادید و بازی گردانی کردید. استاد ؛ جناب آقای عباسی از دوستان شنیده بودم پیچیدگیهای کارهایی که انجام می دهید را ولی این مورد را با کنجکاوی دنبال کردم از همان موقعی که مصاحبه همسر سابقتان را با شهامت تمام رو سایت گذاشته بودید متحیر و متعجب بودم و با خواندن مطالب تحیرم بیشتر می شد و اینکه واکنش شما چگونه خواهد بود گیج این همه اعتماد به نفستان بودم و اینکه تنها ایمان خیلی بالا می تواند چنین اطمینانی به شما بدهد و اینکه شاید دست بالا دارید که همین طور هم بود و شد.

 برایتان در مبارزه علیه شرارت موفقیت آرزو دارم به امید روزی که کشور از وجود شما به نحوی شایسته بهره گیرد.

 

جناب آقای عباسی

پرسش من کوتاه است

نظرتان را نسبت به موارد بالا لطفا برایم بنویسید و پرسش اینکه

بنیان گذران نهضت نجات ملی ایران افراد بسیار مذهبی بوده اند که یکی از آنان شما هستید با تحصیلات دینی و دانشگاهی و از قرار اطلاع یکی دیگر از دوستانتان نیز برخوردار از تحصیلات حوزه بوده است و دوست دیگرتان صاحب حسینیه می باشد حال چگونه هست که چنین شخصیتهایی به سکولاریسم رسیده اند؟

خوشحال خواهم شد پاسختان را داشته باشم

به امید دیدارتان در میهن سرفرازمان ایران

ارادتمند شما

حمید سلیمی 

 18/7/1387

 

حمید جان خسته نباشی

ممنون از اظهار لطف و توجه شما

از پرسش اخیرتان شروع می کنم تا به مطلب عمده شما که مربوط است به یکی از گماشته های سفاهت و بلاهت آخوندی در وزارت کشور برسم

در خصوص اینکه ما بنیانگذاران نهضت چگونه با دیدگاههای مذهبی به سکولاریسم رسیده ایم باید بگویم ما هم جزو همان جامعه ای هستیم که اکثریت آن برخوردار از باورهای مذهبی هستند و رسیدن به جدایی دین و مذهب از دولت بواقع باور همه مردم میهن است که به آن رسیده اند و ما فرزندان این ملت هستیم و پیش آهنگ این حرکت و جریان و تافته جدا بافته از خیل ملت ایران نیستیم آنچه مسلم است شرایط حاکم بر میهن اجازه بروز خواست واقعی ملت را نمی دهد وگر نه همه مردم خواستار محترم بودن دین و مذهب در شئون فردی و شخصی هستند و عدم دخالت آن در شئون اجتماعی که شامل سیاست و فرهنگ و اقتصاد می شود.

متاسفانه حوزه سنت در میهن ما هنوز به این درک نرسیده است که باید مدرنیته را بپذیرد و با آن کنار آمده و همراه شود و اگر هم جبرا متحمل مدرنیته شده قصد استفاده سوء کرده و فقط بهره به امیال برده در صیانت و تقویت حوزه سنت و این به زیان منافع ملی ماست .

حوزه دین و مذهب اگر مصالح عموم را مد نظر قرار می داد و از هواهای فردی و منفعتهای صوری گروهی درمی گذشت مسلم دین و مذهب آسیبهایی که امروز در ایران دیده است را نمی دید. دین و مذهب و جامعه مذهبی آنی نیست که در صدا و سیما جریان سازی و تبلیغ می شود و عده ای شیاد و اهل تزویر و لوده پروش می دهد که بواقع تیشه به ریشه اخلاق و باورهای جامعه زده و جامعه ای هرهری مذهب و بی بندبار حاصل آن است که امروز می بینیم و این نتیجه سی سال حاکمیت دین فروشان و مذهب مآبان دنیامدار است که ریا و دروغ و فریب و نیرنگ از در و دیوار می ریزد و اگر نگاهی غیر آلوده داشته باشی از دیدن این منظرهای مشمئز کننده حتما حالت بهم خواهد خورد . دیدن چهره کریه دایناسورهای حوزه جهل و جهالت از نوری همدانی مرجع حکومتی گرفته تا یزدی فاسد که اخیرا دبیر جامعه مدرسین حوزه نیز شده است تا جنتی در شورای نگهبان تا مصباح پا لیس حاکمیت خامنه ای ، تهوع آور است. اینها نمادهای سقوط بشری هستند در قرن بیستم و بیست و یکم که متاسفانه جامعه ما مبتلا به آن شده که در جوامع دیگر امثال اینها چون بن لادن و ایمن الظواهری طرد شده و رانده شده اند و صد اسفا در میهن ما حاکم !؟

لذا درک منافع ملی و آرزوی ساخت ایرانی آزاد و آباد و دیدن دیگر جوامع پیشرفته و دیگر مللی که در صلح و آرامش زیست می کنند و برخوردار از رفاه و آسایش هستند آدمی را وا می دارد که به چرایی این مهم اندیشه کند که چرا ملت ما آسوده زیست نمی کند ؟ با آنکه ما ملتی متمدن بوده ایم با پیشنه تاریخی عظیم ! چرا در رنج هستیم ؟ چرا در دنیای معاصر نقش سازنده نداریم و عرصه علوم به ما تنگ آمده ؟

در حالی که مدعی بیانیه حقوق بشر و منشور آن هستیم به چند هزار سال قبل !؟ اینک در رنج و عذاب از نقض حقوق ابتدایی بشری هستیم و برخوردار از جامعه ای که غرق در فقر و فساد و فحشاست .

جامعه ای که بیش از 10 میلیون بی سواد مطلق دارد و بیش از 20 میلیون کم سواد !؟

جامعه ای که طی این سی سال حاکمیت آخوندی دایما وزرای آن دکتر مهندس بوده اند !؟ و فارغ التحصیل از به اصطلاح دانشگاههای اروپایی و آمریکایی !!؟ ولی در خدمت آخوند !!؟ حاصل ایرانی است که امروز می بینیم !؟ چرا که این تحصیل کرده ها هم از ته مایه اندیشه آخوندی رنج می برند و کارشان نه بر اساس علم و تحقیق و تجربه و شعور بلکه به رمل و استخاره و تسبیح است !!!؟

آیا هیچ توجه کرده اید به تصاویری که از احمدی نژاد در تلویزیون پخش می شود !؟ در بدرقه سفرهای خارجی !؟ یک تفألی به قرآن می زند !؟ آیه ای را می خواند و لبخندی می کند و فال !؟ و استخاره را به نماینده نحاست و نجاست خامنه ای ، محمدی گلپایگانی عرضه می دارد و او نیز در اوج شیادی و ریا تبسمی می کند و دیگر همراهان نیز با ولع سیر و نظر می کنند و گل از چهره عبوس داودی معاون اول رییس جمهور شکفته می شود و می خندد !!؟ تا جناب احمقی نژاد راهی سفر فضاحت بار دیگری شود !!؟ که به اصطلاح دعای فرج در سازمان ملل بخواند !؟

 

دوست عزیز و سلیمم !؟

اینها دکتر هستند و به اصطلاح مدارج علمی طی کرده اند ؟ این احمقی نژاد !؟ دکترا از دانشگاه امیر کبیر دارد و اون داودی هم دکترا احتمالا از یک دانشگاه آمریکایی !؟ اگر دین و مذهب برای بازار مکاره نبود !؟ این احمقها جسارت نمی کردند با شعور یک ملت بازی کنند !؟ و چنین صحنه های چندش آوری را خالق شوند!؟ این رفتارها نه از برای این است که اینها باورمند به قرآن و دین و مذهب هستند که اتفاقا برعکس این رفتار جهت سو برای تزویر و تظاهر است و فریب و حاصل فلاکت و بدبختی میهن و ملت

اگر دین و مذهب از دولت و حاکمیت جدا می بود چنین صحنه های مکاری شکل نمی گرفت و رفتارها توجیه نمی شد. اگر دین از دولت و دولتمردان جدا می بود هر شیاد و نابکاری با ریش بی ریشه و تسبیح و ریا و انگشتر جهل بر مسند نمی نشست و با سوء استفاده از احساسات مردمی ساده دل در باورهای مذهبی به چپاول میهن مشغول نمی شد !؟ اگر دین و مذهب از دولت جدا بود هیچگاه ناشایستی با نمادها و ظواهر دینی و مذهبی که پوششی بود و هست بر نقصها و توانمندیهای فردی در جایگاه شایسته نمی نشست!؟

همین چند روز پیش خانوم روزنامه نگاری با تلاش خود را در ازدحام به وزیر کشور رژیم آخوندی می رساند و از مدرک جعلی او می پرسد که وزیر دولت سفاهت و بلاهت در گریز از پاسخگویی پرخاش کرده و می گوید حدود شرعی را رعایت کن !!؟؟؟ این نابکار تبهکار که وزیر حکومت شیادان هست اگر دین و مذهب از دولت جدا می بود آیا می توانست چنین برخوردی را بکند ؟؟ در حالی که خود این شخص فاسد است و تبهکار و میلیاردها از اموال ملت با هم سلک خود لاریجانی که فرزند آخوند و داماد آخوند هست دزدیده است . دارای فساد اخلاقی هست باز با این حال مدعی رعایت حدود شرعی !!؟

در آخر این بحث جا دارد از شهید کسروی یاد کنم که از سنت و حوزه پا به عرصه مدرنیته گذاشت و از اصول به حقوق رسید و با آنکه از سادات بود ولی راه سکولاریسم پیشه کرد و ای کاش حاکمیت وقت جسارت و شهامت و از سویی درایت و شعور آن می داشت که محکم راه آن شهید پیشه کند که قدر مسلم در آن صورت نه بعدها نهضت ملی شکست می خورد و نه حقوق ملت در حاکمیت عقیم می ماند.

 

حمید جان

امیدوارم با توضیحات بالا که البته مستدل به نقص حاکمیتهای ایدئولژیک دینی و فواید حاکمیتهای سکولار برای ملتها و کشورها نبود توانسته باشم تا حدودی دلایل خودمان را در اصرار بر سکولاریسم بیان کنم .

 

اما در خصوص وزیر کشور و نقش ما در این افشاگری

همین جا بگذار خوشحالی خود را از آزادی بچه های دستگیر شده در جریان دانشگاه زنجان اعلام کنم و از اینکه دیگر از بچه های انجمن هم کسی در بازداشت نیست و اخیرا هم مسئول انجمن دانشگاه رها شده بسیار خرسندم و امید به روزی که هیچ دانشجویی و یا فعال سیاسی در بند نباشد و این فقط در نبود رژیم آخوندی و استقرار حاکمیت ملی و مردمی ممکن است و امید دارم که مردم ایران به زودی زود حاکمیت خود را مستقر خواهند ساخت .

 

دوست عزیزم

با توجه به اینکه اصرار داری حتی در صورت رد این موضوع که ما نقشی در این مسئله نداشته ایم با شواهد قراین حداقل بر خود محرز متصور شده ای که این کار طرح ما بوده است . پس تکذیب و رد موضوع از قرار راه بجایی نخواهد برد . ولی امیدوارم صداقت مرا باور داشته باشید. درست است موارد امنیتی حسن به مخفی کاری و عدم اعلان است ولی از سوی دیگر مشی ما بنا بر شفافیت بوده و هست لذا ما از این افشاگری حمایت می کنیم بی آنکه حداقل من شخصا در آن نقشی داشته باشم این نه از آن روی هست که بنای تواضع دارم !؟ نه اصلا !؟ من اطلاعم از حوادث در حدود همین خبرهای نشر یافته است در رسانه ها و شاید مقداری بیش از سایرین که آنهم علتش داشتن منابع خبری متعدد است که با من در ارتباط هستند که به دلیل ضرورت کار تشکیلاتی می باشد.

 در استانهای شمالی ما دوستان خوب بسیار داریم که هم دوستان فردی من هستند و هم تشکیلاتی و طبیعی هم هست که بعضا شناختی نسبت به کسی داشته باشند که از مناطق آنها در خوش خدمتی به رژیم گوی سبقت ربوده و حال گماشته مثلا وزارت شده است و در چنین احوالی به من و یا تشکیلات نهضت طی ارتباطاتی گزارشی و اطلاعی هم از این عناصر ارایه شود که همین مسئله می تواند برای سایرین هم باشد. مثلا مجاهدین طبعا در اپوزیسیون خارج از کشور قویتر هم هستند و یا در گروههای داخلی نیز این حرف و حدیثها نقل شود که رقیب هم از این موضوع بهره برداری نماید که فکر هم کنم همینطور بوده است . لذا این حادثه و مقارن شدن آن با حرکت احمقانه اطلاعات رژیم آخوندی در سوء استفاده بلاهت بار از همسر سابق بنده را فقط به حساب یک تصادف بگذارید !!؟ که اتفاقا آن تک گذشته از مسایل روحی و غیر انسانی و اخلاقی و وجدانی بودن مسئله از نظر حقوقی و سیاسی به سود من و جریان سیاسی ماست که باز این نشان از عدم تعادل در سیستم اطلاعاتی رژیم آخوندی دارد که رشته کار از دستشان در رفته و کارهایی می کنند که گاو و خر هم نمی کند !!؟

 

اما شاید بهتر باشد از این فرصت استفاده کرد و در خصوص ماهیت افشاگری و سقوط اخلاقی رژیم صحبت به میان آورد و مختصری از آن گفت

این رژیم از حداقل پرنسیبهای اخلاقی برخوردار نبوده و نیست و با ادعای ارزشها از حداقلهای اخلاقی و انسانی بدور بوده و عوامل این رژیم حقیرترین انسانهای ممکن روی زمین هستند بخصوص آنهایی که مدعی ارزشها می باشند و تظاهر به تشرع می کنند که عموما هم در دستگاه ضد بشری قضایی مشغول سرکوب مردم هستند بگذریم از قضات و دادیاران با وجدان که در دادگستری فعال می باشند حال چه در بخشهای حقوقی و جزایی و یا مدنی حرف من بیشتر معطوف به بیدادگاههای انقلاب است و قضات آخوند و یا آخوند مسلکانی که در نهادهای رژیم آخوند ساخته که برای چند روز دنیای گذار حال در عطش قدرت و یا حضیض معیشت به دریوزگی این رژیم در آمده اند و غرق در جنایات و فساد آخوندها گشته اند و آخرت و عزت و شرف و وجدان و انسانیت به ثمن بخس فروحتند و می فروشند حال یا ظالم به حق و حقوق مردم هستند و یا شریک در ستم ظالمان.

رژیمی که سراپا غرق در فساد و بوده و هست و نمای آن و هر آنچه از آن متبلور است مشمئز کننده و تهوع آور می باشد تمام سیاستهایی که در پیش می گیرد چیزی نیست جز خیانت و جنایت

تنفس این رژیم آلوده است و متعفن

حرفی که می زند  خشونت بار است و جنایت آمیز سیاستی که پیشه می کند ضدبشری هست و ضد میهنی

چنین رژیمی که چنین فاسد و آلوده بوده و هست از بدو شکل گیری نطفه منحوس و پلیدش به سرکوب وحشیانه مخالفانش پرداخت و به هیچکس رحم نکرد و هیچ مخالف این رژیم در رسانه ها و دجال نامه ها منصفانه نقد نگشت مگر تهمت و دروغ که منتسب می شد. هیچکس نبود که ذره ای صاحب حق باشد هر چه بود باطل عنوان می شد و هر چه لایق خود این رژیم منحوس و وحشی بود به مخالفان نسبت داده می شد.

در حوزه شریعتمداری و روحانی و میلانی و شیرازی و بسیاری دیگر سرکوب شدند و علیه آنان بنا به فراخور اتهامات ناروا وارد شد و بازرگان و سحابی به گونه ای دیگر و منتقدان درونی رژیم چون منتظری و نوری به گونه ای دیگر و صدها و هزاران آزادیخواه به عناوین مختلف سرکوب شدند و بدترین تهمتها بصورت غیر اخلاقی به سرکوب شدگان وارد شد

این کار از سوی پلیدترین انسان نماها یعنی مشتی هرزه و مفسد آخوند و آخوندچه و نوچه های آنان بعمل آمد

که وزیر کشور فعلی یکی از آنان است که حال فضاحت و کثافتکاری او رو شده و به همت رسانه ارتباطی جهانی غیر قابل کنترل رژیم در شاهراه اینترنت تبدیل به رسوایی گشته تا چهره رژیم به همگان آشکار شود.

نویسندگانی چون بهنود و یا مترجم و حقوقدانی چون زرافشان که امروز رییس کانون نویسندگان است و یا فعال چپ و نویسنده ای چون سرکوهی و یا شهید نویسنده سیرجانی وووو هر کدام وقتی به مسلخ سرکوب رژیم می رفتند علیه آنان اتهامات ناروای اخلاقی و یا عجیب آنکه از همه آنان آلات عیش و نوش و دود و دم نیز ضبط پرونده می شد و به کوس رسوایی این رژیم این موارد اعلام و تبلیغ می گشت جهت تخریب نویسنده و یا مبارز متهم !؟ درست مثل قرص های ضد بارداری و غیره که پای ثابت دستگیرهای خانه های تیمی مبارزان راه میهن در دهه شصت بود بگونه ای که اوج وقاحت تا آنجا رسید که این موارد حتی در جبهه و جنگ رویا روی نیز برای عوام فریبی و جنگ روانی و تخریب علیه دشمنان بکار رفت

دروغ و نیرنگ و تزویر و ریا شاخصه این رژیم اهریمنی بوده و هست

امروز جنگ قدرت و تضادهای درونی  رژیم و رقابت بر سر تصاحب کرسی است که این فرومایه گان را به جان هم انداخته است و همیشه ترس از فروپاشی عاملی اصلی در درز گرفتن فضاحتها بوده وگر نه طرفهای مدعی فضاحت وزیر کشور نه آنکه خود شریف باشند که اتفاقا در سلک بی شرفانند که چرا تا حال سکوت کرده بودند!؟؟؟

از تاجزاده باید پرسید چرا امروز اسامی کسانی که خیانت در آرای مردم می کردند را اعلام می کند و هشت سال سکوت برای چه بوده است !!؟؟

عقده و حقارت مدرک و خود کم بینی های گماشتگان رژیم که بیشتر به دلیل ناتوانی و بی لیاقتی و منتصب بودن از سوی این صاحب قدرت و یا آن صاحب قدرت فقط مربوط به وزیر کشور نیست

بسیاری از این گماشته گان با رانتهای حکومتی راهی دانشگاه آزاد و یا دولتی شده اند و بی آنکه شایستگی دریافت مدرکی را داشته باشند و یا آنکه حتی نیازی به آن مدرک باشد برای پوشش ضعفهای خود آن مدارک را تابلوی دیوار کرده اند نه برای خدمت به مردم بلکه برای تحمیق اطرافیان و حتی خودشان !؟ بسیاری از این شیادان نیز با رانت حکومتی و پول ملت بیچاره ایران تحت عنوان بورسیه راهی بلاد غرب و شرق شدند تا مدرکی آویزان به گردن برای سواری بهتر بر کرسی دجالیت به میهن فلک زده ما برگردند.

اساسا این رژیم را می توان به نوعی رژیم آخوندی فامیلی و رانتی هم نامید !؟ عموما وابستگان خود را بکار گمارده و گماشته اند و این یعنی اوج فساد و ناپاکی حکومت

اگر توجه به ساخت رژیم آخوندی داشته باشی بوضوح خواهی دید که این یک رژیم آخوندی و فامیلی هست و قدرت سیاسی و اقتصادی کشور به دست ایل و تبار آخوندی و از قماش آخوند به غارت و یغما می رود.

در کاست قدرت این خانوادههای هاشمی و لاریجانی و یزدی و جنتی ووووو هستند که حضور دارند و به واقع اگر هم مافیایی هست این مافیای آخوندی هست که بر تار و پود میهن ما طنیده است. در همین مسئله وزیر کشور مطهری نماینده به اصطلاح تهران و فرزند آخوند مطهری برادر همسر لاریجانی رییس مجلس آخوندی هست و لاریجانی هم که همه اقوامش در کاست قدرت حضور دارند از قوه قهریه رژیم آخوندی گرفته تا شورای نگهبان

وجود این اختاپوستهای سیاهی و جهل است که حال و روز کشور ما را به اینجا کشانده است.

 

حمید جان

روزی اوایل بازگشتم از عراق به میهن بود دوستی که تحصیل اقتصاد در دانشگاه تهران می کرد خبر داد دانشجویان را جمع کردند تا مراسم اهدای دکترا به سبزعلی را نمایش دهند !!؟ پرسیدم دکترای چی ؟ گفت اقتصاد !!؟ این مردک باید دکترای دجالیت و خیانت و حیف و میل کردن انفاس و اموال مردم ایران مفتخر می شد  نه اینکه برود سراغ اقتصاد !!؟ آن هم در شرایطی که در بالاترین سطح فرماندهی نظامی قرار داشته و طی دوران جنگ تحمیلی آخوند و صدام باعث و بانی کشته شدن دهها هزار نیروی جوان میهن در حملات بی حساب و بد حساب جنگی بود. باید دید چه عاملی باعث می شود کسی که بطور ناشایست با سن 26 سال به فرماندهی نیروی سپاه با توصیه فردی گماشته شود در حالی که تحصیلات او میکانیک آنهم در دور شبانه بوده است با جا گرفتن در پستی نظامی و بعد از کسب تجارب چند ساله در جنگ که بلاخره گذشته از به هدر دادن خون بسیاری انسان و هرز دادن اموال ملت به هر روی اگر آدم عاقلی بود که بایست از آن دوران درس می آموخت مگر آن آموخته ها اندک بود در حالی که از پست نظامی با بالاترین نشان نظامی برکنار شده است و در پست بسیار حساس حکومتی دبیر مجمع تشخیص مصلحت رژیم جای گرفته است می رود سراغ مدرک دکترا!!؟ براستی چرا ؟ اینجا شیادی و عوام فریبی و خدمت و غیره را باید کنار گذاشت !؟ اگر بحث ضرورت و نیاز عرصه اقتصاد است خب می شد با مطالعه و بحث و تبادل و نظر با دانشمندان حوزه اقتصاد و فراخواندن کارشناسان این علم برای گرفتن راهکار و آشنایی با نقطه نظرات اقدام کرد که برای صاحب منصبی چون ایشان کار بسیار پیش و پا افتادیی است . پس باید دید کجای کار ایراد دارد که اینان را چنین حقیرانه و ذلیلانه به دنبال مدرک و مدرک گرایی می کشاند به گونه ای که توکلی با آنکه کاندید رقابت ریاست جمهوری در دور دوم ریاست رفسنجانی بود بعد از آن با بورسیه راهی انگلستان می شود تا با دکترا برگردد!!؟؟ آیا نگاه حقارت بار این گماشتگان رژیم آخوندی به درون خودشان هست یا اینکه عوام و کثرت مردم عقلشان به چشمشان شده و ظاهر بینی می کنند و به جای توانمندی ها و شایستگی ها مدرک را می بینند که بقول احمقی نژاد به حقیقت هم کاغذ پاره ای بیش نیست !؟

در هیچ جای دنیا فلان دکتر را به بهانه دکتر بودن نه نامزد ریاست جمهوری می کنند و نه حتی پارلمان و غیره یک نظری به کشورهای جهان اول داشته باشید و یا حتی کشورهای توسعه یافته

مهم در این جوامع توانمندی کار تشکیلاتی هست و دولتمردان در کارهای تشکیلاتی برای سالهای سال آموزش می بینند و تجربه می آموزند و اگر بحث کار اجرایی هست سالها تجربه کار اجرایی دارند و اگر کار تقنیه هست سالها تجربه کار وکالت دارند و البته در کار تشکیلاتی در احزاب و تشکلها رشد کرده بالا آمده اند و بسیاری نیز تخصص حوزه خود را دارند . کسانی بالا می آیند و بر مسندی می نشینند حال به انتخاب و یا انتصاب دارای نظر و پیشینه هستند و راهکار و بقول معروف دکترین خود را برای پیشبرد حوزه ای که بر مسندش نشسته اند را دارند و از سوی حزب و تشکیلات نیز با برنامه پشتیبانی می شوند و در صورت ناکار آمدی قبل از آنکه مردم دست بکار شوند و اصلاح نظر کنند این تشکیلات هست که سریع باز سازی می کند و اگر دیر بجنبد رقیب و مردم تعیین کننده هستند. اینجاست که باید اذعان داشت بالا بودن سطح شعور سیاسی مردم متضمن سلامت جامعه است و این شعور نظارت مستمر را در پی دارد و نمی توان با افکار عمومی در چنین جوامعی بازی و شوخی داشت !؟ بیخود نیست که در جامعه ای چون ژاپن در پی رسوایی کوچکی وزیر و یا فلان مدیر قبل از اینکه مورد بازخواست و شماطت افکار عمومی قرار گیرد خود کشی می کند و یا در جوامع غربی سریع استعفا می دهد و چه بسا برای بازسازی اعتماد عمومی دولت سقوط کند . حال آنکه در ایران بیمار و ایران فلک زده ما وزیر فاسد و جانی در اوج وقاحت مدعی می شود برای استعفا حجت شرعی ندارم !!؟ ننگ بر آن شرعی که تو به آن پایبندی !؟ شرع جانیان و جنایتکاران و فاسدان و ریاکاران

 

دوست سلیمم

کلام آخر اینکه من به این عمر نزدیک به چله ام !؟ از زمانه درس و تجربه بسیار آموخته ام

این دنیا دار مکافات است !؟ نمی دانم اخیرا مهاجرانی مطلبی نوشته بود آنرا خواندی یا نه ؟ با این مضمون که در جوانی به ناروا سیلی به جوانی در حمام می زند و آن جوان راه خود می کشد و می رود و این ستم خوره جان مهاجرانی و اینکه همان می شود بعد سی سال سیلی بس محکمتر که در حاشیه نماز جمعه تهران به همراه مشت و لگد خورد!!؟ شاید او متنبه شده از ستم !؟ ولی بسیاری هنوز در دستگاه رژیم آخوندی به بازی زمانه باور ندارند و شیرینی قدرت به کام آنان هنوز مزه کرده و خیال نمی کنند که گاها برای ستمگران در ستم میدان و جولان فراهم است !؟ وای به روزی که این میدان تنگ آید و اسب قدرت بر زمین زند اهل ستم را !؟

 

دوست عزیزم

در حق من ستم شده است بی آنکه به حق کسی ستم کرده باشم تنها جرم من این است که میهن خود را دوست دارم عاشق ملت ایرانم از آن بلوچ ستم دیده سنی تا آن کرد و آذری و آن خوزستانی و ترکمن و لر و گیلک و مازی و فارس و تات

جرم من این است که تعالی میهن را خواستارم بارها و بارها هم اعلام کرده و باز اعلام می کنم اگر جرمی غیر از عشق به ایران داشته و دارم حاضرم هر کجای دنیا حتی بیدادگاههای رژیم محاکمه شوم مشروط به علنی بودن دادگاه و هر حکمی هم دادند به جان و دل می پذیرم

 

حمید جان

من اهل انتقام نیستم و جنسم هم چنین نیست . در صفات خدا باور داریم که او بهترین منتقم هست . باید از قهر خدا ترسید. این رژیم در حق این ملت و این میهن ستم می کند. روز انتقام الهی و قهر خداوند دور نیست.

روزی که اثری از رژیم آخوندی نخواهد بود و چه روزگار سختی برای کسانی که همراه این رژیم بودند. باید متاسف بود به حال آنانی که بی تفاوتی پیشه کردند و ناظر بر ستمگران و ستم دیدگان

 

حمید عزیز

عراق نمونه بسیار عینی و نزدیک است که متاسفانه بسیاری عبرت نمی گیرند. صدام جنایتکار بود و ستمگر

او و اطرافیانش و حکومت بعثی در حق ملت عراق در حق شیعیان و اکراد و منتقدین و مخالفین ستم می کرد و دیدید و دیدیم که چه فرجام شومی داشت او و خانواده اش و کسانی که با او همراه بودند.

اگر به اطراف خود خوب دقت کرده باشی اینکه دنیا دار مکافات است را بخوبی می توانی ببینی و تجربه کنی و هر کسی فراخور حال خود برداشت می کند به ظن !؟

امروز بسیاری می توانند به این رسوایی رژیم آخوندی خشنود باشند و راضی که این انتقام الهی بوده نسبت به فلان مورد و موضوع که آسیب دیده اند و مظلوم واقع شدند که من هم از جمله کسانی که می توانم ابراز خشنودی کنم درست مثل زمانی که صدام با خفت و خواری دستگیر شد میلیونها میلیون انسان خوشنود گشتند و راضی به این انتقام الهی چه ایرانی و چه عراقی ، یکی در مرگ پدر و یا فرزند اندکی التیام یافت یکی به درد شکنجه و زندان

در ایران ما هم چنین است . ستم دیدگان بسیارند و منتظر انتقام الهی

 

دوست عزیزم منتظر باش وعده الهی حق است و محقق خواهد شد باید اندکی صبر کرد.

 

پوزش از اینکه پاسخم دیر شد

شاد و پیروز باشی

رسول

سوم آبانماه سال 1387 

 

 

 

rasulabbasi@yahoo.com